فهرست مطالب
یک عصبشناس برجسته، نظریهای بحثبرانگیز درباره منشأ آگاهی مطرح کرده و گفته است که شاید مغز انسان آگاهی را تولید نکند.
به گزارش سرویس علمی تکناک، کریستف کخ، عصبشناس مؤسسه آلن، این دیدگاه را در یک سمپوزیوم علوم اعصاب در پرتغال مطرح کرده است. او در مقالهای جدید که هنوز منتشر نشده است، یکی از بنیادیترین فرضهای علوم اعصاب درباره ارتباط میان مغز و آگاهی را به چالش میکشد.
دانشمندان مدتها بر این فرض کار کردهاند که آگاهی حاصل فعالیت مغز است. این دیدگاه در نگاه نخست منطقی به نظر میرسد. انسانها آگاه هستند، اما سنگ، خاک و دیگر مواد بیجان ظاهرا چنین ویژگی ندارند. به همین دلیل، پژوهشگران سالها تلاش کردهاند سازوکارهایی را در مغز پیدا کنند که تجربه آگاهانه انسان را ایجاد میکنند. بر اساس این دیدگاه، آگاهی میتواند یکی از ویژگیهای بنیادی جهان و واقعیت باشد و مغز تنها با آن ارتباط برقرار کند.
کخ اکنون معتقد است که شاید دانشمندان منشأ آگاهی را در جای اشتباهی جستوجو میکنند. او احتمال میدهد که آگاهی بهجای اینکه محصول فعالیت ماده خاکستری مغز باشد، بخشی بنیادی از ساختار جهان باشد.
بیشتر بخوانید: مراکز داده زیستی با سلولهای مغز انسان راهاندازی می شوند
آگاهی به عنوان ویژگی بنیادی واقعیت
کخ برای توضیح مشکل موجود به یکی از پرسشهای اساسی علوم اعصاب اشاره کرده است: چگونه یک ساختار فیزیکی مانند مغز میتواند احساسات و تجربههای ذهنی پیچیده را ایجاد کند؟
او در این باره نوشته است: «هیچچیز در علم توضیح نمیدهد که چگونه سه پوند ماده، بخشی از جهان مانند هر چیز دیگر که تابع همان قوانین طبیعی است، میتواند عشق بورزد، نفرت داشته باشد، رؤیا ببیند، تخیل کند، بترسد یا به آینده خود امیدوار باشد.»

کخ معتقد است که برای پاسخ به این پرسش شاید لازم باشد برخی از دیدگاههای فلسفی و علمی چند قرن گذشته دوباره بررسی شوند. او به ایدئالیسم بنیادی اشاره میکند. بر اساس این دیدگاه، آگاهی نتیجه یک پدیده فیزیکی در مغز نیست، بلکه یکی از ویژگیهای اساسی خود واقعیت است.
این دیدگاه با تصور رایج درباره رابطه مغز و آگاهی تفاوت اساسی دارد. در مدل متداول، فعالیتهای مغزی زمینه شکلگیری تجربه آگاهانه را فراهم میکنند. اما دیدگاه پیشنهادی کخ، جایگاه آگاهی را از محصول مغز به یکی از اجزای بنیادی واقعیت تغییر میدهد.
بیشتر بخوانید: آیا مغز انسان از ابتدا برنامهریزی شده است؟
چالش بزرگ برای اثبات نظریه آگاهی مغز
کخ سالها درباره مسئله آگاهی پژوهش کرده است و سابقه آثار او در این زمینه دستکم به سال ۲۰۱۶ بازمیگردد. با وجود این، بخشی از علاقه او به چنین دیدگاهی از تجربهای شخصی و عمیق در ساحل سرچشمه گرفته است.
این عصبشناس گفته است که چند سال پیش در ساحل، برای مدتی احساس کرد «مرز میان او و جهان» در حال از بین رفتن است و تنها احساس بیزمانی باقی مانده است. کخ این اتفاق را «معنادارترین تجربه زندگی خود» توصیف کرده است.
با وجود این، او این تجربه شخصی را مدرکی علمی برای نظریه خود نمیداند. کخ بیان کرده که این اتفاق تنها دیدگاه او را درباره مفهوم گستردهتر ذهن تغییر داده و باعث شده است فرضهای بنیادی درباره آگاهی را دوباره بررسی کند.
مهمترین مانع این نظریه، امکان آزمایش علمی آن است. خود کخ نیز بر همین مسئله تأکید کرده و معتقد است پژوهشگران باید این دیدگاه را از سطح فلسفی فراتر ببرند. او نوشته است: «مهمترین وظیفه برای آینده این است که این بینشها را به فرضیههایی تبدیل کنیم که بتوان آنها را به صورت تجربی آزمایش کرد.»















