اعتماد بیش از حد به توصیههای مالی هوش مصنوعی میتواند کاربران را به تصمیمهای پرهزینه بکشاند و آنها را از مشورت با متخصصان مالی بینیاز جلوه دهد.
به گزارش سرویس هوش مصنوعی تکناک، هوش مصنوعی به سرعت در حال تبدیل شدن به یکی از ابزارهای محبوب برای دریافت مشاوره مالی است، اما یک استاد دانشگاه هشدار داده است که اعتماد بیش از حد به پاسخهای چتباتها میتواند کاربران را به تصمیمهای اشتباه و زیانهای مالی بلندمدت سوق دهد، چرا که این ابزارها اغلب پاسخهایی روان، قاطع و متقاعدکننده ارائه میکنند، در حالی که ممکن است جزئیات مهم و تعیینکننده هر فرد را نادیده بگیرند.
همزمان با افزایش استفاده از چتباتهایی مانند ChatGPT برای مدیریت سرمایه، برنامهریزی بازنشستگی، سرمایهگذاری و مسائل مالیاتی، نگرانی کارشناسان درباره اتکای کاربران به این فناوری نیز افزایش یافته است. به اعتقاد پژوهشگران، بزرگترین خطر هوش مصنوعی در حوزه مالی، ارائه اطلاعات نادرست نیست، بلکه ایجاد احساس اطمینان کاذب در کاربر است؛ موضوعی که میتواند او را از مراجعه به مشاوران مالی و متخصصان این حوزه بینیاز جلوه دهد.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که آمارها از رشد سریع استفاده از هوش مصنوعی حکایت دارند. بر اساس نتایج نظرسنجی مرکز پژوهشی Pew در سال ۲۰۲۵، حدود ۳۴ درصد از بزرگسالان آمریکایی و ۵۸ درصد از افراد زیر ۳۰ سال تاکنون از ChatGPT استفاده کردهاند. این میزان تقریباً دو برابر آمار ثبتشده دو سال قبل است و نشان میدهد چتباتهای هوش مصنوعی به بخشی از زندگی روزمره کاربران تبدیل شدهاند.
در همین حال، تعداد افرادی که برای دریافت توصیههای مالی به این ابزارها مراجعه میکنند نیز رو به افزایش است. نتایج نظرسنجی شرکت Pearl.com که روی دو هزار شهروند آمریکایی انجام شده است، نشان میدهد ۱۹ درصد از افرادی که از چتباتهای هوش مصنوعی توصیههای مالی دریافت کردهاند، بیش از ۱۰۰ دلار زیان دیدهاند. این رقم در میان سرمایهگذاران نسل Z به ۲۷ درصد میرسد. کارشناسان معتقد هستند این آمار احتمالا کمتر از میزان واقعی است، چرا که بسیاری از اشتباههای مالی ممکن است تا مدتها بعد آشکار نشوند و کاربران هرگز متوجه منشأ خسارت نشوند.

به گفته این استاد حوزه مالی، بسیاری از کاربران پاسخهای هوش مصنوعی را به دلیل ساختار منظم، استدلال منطقی و لحن مطمئن آن، معادل نظر یک متخصص تلقی میکنند. در حالی که کیفیت نگارش و اعتمادبهنفس یک پاسخ، هیچ تضمینی برای درست بودن آن نیست. چتبات ممکن است بدون دریافت همه اطلاعات موردنیاز، نتیجهگیری کند و همین موضوع احتمال بروز خطا را افزایش میدهد.
او برای توضیح این مسئله، به نمونه فردی ۶۳ ساله اشاره کرده که به تازگی بازنشسته شده است و قصد دارد درباره زمان دریافت مزایای تأمین اجتماعی و نحوه مدیریت پسانداز بازنشستگی خود تصمیم بگیرد. این فرد به جای مراجعه به یک برنامهریز مالی، اطلاعات خود را در اختیار یک چتبات قرار میدهد و پاسخی دقیق، منظم و قانعکننده دریافت میکند. با وجود این، هوش مصنوعی ممکن است شرایط سلامت همسر، تفاوت سنی زوجین یا پیامدهای مالیاتی و افزایش حق بیمه درمانی در سالهای آینده را در محاسبات خود لحاظ نکرده باشد؛ جزئیاتی که میتوانند نتیجه نهایی را به طور کامل تغییر دهند.
کارشناسان تأکید دارند که تفاوت اصلی میان یک مشاور انسانی و هوش مصنوعی در همین جزئیات نهفته است. یک برنامهریز مالی حرفهای معمولاً پیش از ارائه هرگونه توصیه، پرسشهای متعددی درباره وضعیت خانوادگی، درآمد، داراییها، بدهیها، اهداف مالی و شرایط مالیاتی مطرح میکند؛ اما چتباتها اغلب بر اساس اطلاعات محدودی که کاربر در اختیار آنها قرار میدهد، پاسخ تولید میکنند.
همچنین پژوهشگران به دو رفتار متفاوت کاربران در برابر هوش مصنوعی اشاره کردهاند. گروهی به پاسخهای این فناوری بیش از حد اعتماد میکنند و آن را مانند یک مرجع قطعی میپذیرند. در مقابل، گروه دیگری استفاده از آن را به طور کامل کنار میگذارند و به قابلیتهای مفید آن بیاعتماد هستند. با وجود این، کارشناسان اعتقاد دارند که هر دو رفتار از یک مشکل مشترک ناشی میشود؛ اینکه کاربران معمولاً نمیتوانند تشخیص دهند هوش مصنوعی در چه زمانی پاسخ درستی ارائه داده و در چه شرایطی دچار اشتباه شده است.
به باور متخصصان، یکی از مهمترین چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در توصیههای مالی، تفاوت میان روان بودن پاسخ و درست بودن آن است. پاسخهای تولیدشده توسط چتباتها معمولاً از نظر نگارشی و ساختاری بسیار حرفهای هستند و همین موضوع باعث میشود کاربران به طور ناخودآگاه آنها را معتبرتر بدانند. در حالی که ممکن است همان پاسخ به دلیل نداشتن اطلاعات کافی، برای شرایط مالی یک فرد کاملاً نامناسب باشد.
کارشناسان بیان کردند که هوش مصنوعی در توضیح مفاهیم عمومی مانند بهره مرکب، تفاوت سهام و اوراق قرضه، اصول سرمایهگذاری یا معرفی انواع حسابهای بازنشستگی، عملکرد مناسبی دارد. اما زمانی که تصمیمهای پیچیده و شخصی مطرح میشوند، احتمال خطای آن افزایش پیدا میکند.
موضوعهایی مانند نحوه برداشت از حسابهای بازنشستگی، انتخاب بهترین زمان دریافت مزایای تأمین اجتماعی، برنامهریزی مالیاتی، استفاده از اختیار خرید سهام، تقسیم داراییها در زمان طلاق، انتقال ارث یا انجام معاملات مالی بزرگ، از جمله مواردی هستند که به بررسی دقیق شرایط هر فرد نیاز دارند و نمیتوان برای آنها نسخه واحدی ارائه کرد.
پژوهشگران این محدودیت را «مرز ناهموار توانایی» توصیف کردهاند. به گفته آنها، هوش مصنوعی در موضوعهای رایج و پرتکرار عملکرد قابل قبولی دارد، اما در شرایط نادر و پیچیده که داده آموزشی کمتری در اختیار داشته است، احتمال ارائه پاسخ اشتباه افزایش پیدا میکند. اتفاقاً همین تصمیمهای کمتکرار نیز معمولاً بیشترین تأثیر مالی را بر زندگی افراد دارند.

به اعتقاد این استاد دانشگاه، مشکل دیگر آن است که اشتباههای مالی معمولاً بلافاصله آشکار نمیشوند. برای مثال، یک تصمیم نادرست درباره مالیات ممکن است تا زمان حسابرسی سازمان مالیاتی مشخص نشود. همچنین انتخاب اشتباه برای برداشت از سرمایه بازنشستگی شاید تنها در زمان افت شدید بازار سرمایه پیامدهای خود را نشان دهد. در نتیجه، کاربران معمولاً بازخورد سریعی دریافت نمیکنند و تصور میکنند تصمیم درستی گرفتهاند.
کارشناسان هشدار دادهاند که خطر واقعی زمانی ایجاد میشود که کاربران پس از دریافت پاسخ مطمئن از هوش مصنوعی، دیگر به سراغ یک متخصص نروند. در چنین شرایطی، حتی اگر پاسخ چتبات ناقص یا اشتباه باشد، فرصت اصلاح تصمیم از بین میرود و خسارت ممکن است سالها بعد آشکار شود.
نتایج یک پژوهش دیگر روی کاربران یک پلتفرم مشاوره سرمایهگذاری در هند نیز نشان میدهد که استفاده از خدمات مشاوره خودکار بیشتر در میان مردان جوان، سرمایهگذاران خرد و افراد متخصص رایج است. همچنین میزان استفاده از این ابزارها در دورههای نوسان شدید بازار افزایش پیدا میکند؛ یعنی دقیقاً زمانی که احتمال تصمیمهای اشتباه و زیانهای مالی بیشتر است.
همچنین پژوهشگران به مدل کسبوکار برخی سرویسهای هوش مصنوعی اشاره میکنند. به گفته آنها، پلتفرمهایی که درآمد خود را از طریق افزایش زمان حضور کاربران به دست میآورند، انگیزه دارند پاسخهایی جذاب، روان و اطمینانبخش ارائه دهند تا کاربران مدت بیشتری از سرویس استفاده کنند. اما چنین رویکردی لزوماً با منافع بلندمدت کاربران همسو نیست و ممکن است در شرایطی که مراجعه به یک متخصص ضروری است، کاربر همچنان به استفاده از چتبات ادامه دهد.
با وجود این هشدارها، کارشناسان استفاده از هوش مصنوعی را برای دریافت توصیههای مالی به طور کامل رد نمیکنند. آنها معتقد هستند که این ابزارها میتوانند نقش یک دستیار آموزشی را ایفا کنند و مفاهیم مالی را به زبان ساده توضیح دهند، اصطلاحات تخصصی را آموزش دهند و کاربران را برای گفتوگو با یک مشاور مالی آماده کنند.
با وجود این، متخصصان تأکید کردهاند که هر تصمیمی که با مبالغ بالا، پیامدهای مالیاتی، شرایط خانوادگی، آثار بلندمدت یا پیامدهای غیرقابل بازگشت همراه باشد، باید با نظر یک برنامهریز مالی یا مشاور متخصص اتخاذ شود. به باور آنها، مهمترین نکته این است که کاربران اعتمادبهنفس هوش مصنوعی را با تخصص واقعی اشتباه نگیرند، چرا که در بسیاری از موارد، دقیقترین و مطمئنترین پاسخ، لزوماً بهترین پاسخ برای شرایط خاص هر فرد نیست.

















