فهرست مطالب
دستگاه تاشوی آیندهی اپل با نمایشگری بزرگتر و کیبوردی تغییرپذیر، تجربهی کاربری را برای تدوینگران و نویسندگان متحول کرده و جایگزین کیبورد مکانیکی میشود.
به گزارش سرویس لپ تاپ و کامپیوتر تکناک، شایعات مربوط به تولید یک دستگاه تاشو با طراحی clamshell توسط اپل سالهاست که در محافل تکنولوژی جریان دارد؛ دستگاهی که ممکن است یک آیپد، یک مک، یا ترکیبی از این دو باشد. اگرچه گزارشهای اخیر حاکی از آن است که این پروژه مک تاشوی اپل به دلیل تغییر اولویتها در دوران مدیریت John Ternus لغو شده، اما شواهد موجود نشان میدهد که این توقف فعالیت، لزوماً به معنای پایان کامل پروژه نیست و میتوان آن را نوعی تعویق استراتژیک تلقی کرد.
در واقع، مفهوم یک دستگاه ترکیبی که پلی میان مک و آیپد باشد، تحت تأثیر پیشرفتهای نرمافزاری و همگرایی سیستمعاملها، دستخوش تغییرات بنیادینی شده است. امروزه بسیاری از اپلیکیشنهای طراحی شده برای آیفون و آیپد به راحتی روی مکهای مدرن اجرا میشوند و قابلیت iPhone mirroring نیز ابزاری کارآمد برای یکپارچهسازی تجربه کاربری فراهم آورده است.
همگرایی سیستمعاملها و اپلیکیشنهای مشترک
این همگرایی نشان میدهد که اپل دیگر درگیر استدلالهای قدیمی درباره تفاوت ماهوی ابزارهای دیجیتال نیست و به دنبال ایجاد بستری یکپارچه است. با این حال، رؤیای نهایی در این مسیر، دستیابی به یک مک تاشو با نمایشگر تمامصفحه است؛ محصولی که در آن نمایشگر جایگزین کیبورد فیزیکی میشود و نرمافزار، رابط کاربری را بر اساس نیاز لحظهای کاربر تغییر میدهد. تحقق این ایده نیازمند فناوریهایی است که هنوز به بلوغ کافی برای جایگزینی کیبوردهای مکانیکی نرسیدهاند، اما حرکت در این مسیر اجتنابناپذیر است.
پیش از رسیدن به آن هدف نهایی، یک گام میانی ضروری به نظر میرسد و آن بهرهگیری از کیبوردهای سختافزاری پویا است. حدود یک دهه از زمانی که پتانسیل چنین کیبوردهایی برای دگرگونی تجربه کاربری مطرح شد میگذرد. کیبوردهایی مانند Sonder Keyboard با استفاده از نمایشگرهای مینیاتوری e-ink زیر کلیدها، تلاشی اولیه برای انطباق برچسبها با اپلیکیشنهای مختلف بودند. برای کاربری که تمام روز را به تدوین ویدیو در نرمافزاری مانند Final Cut Pro میگذراند، یک کیبورد استاندارد QWERTY تنها بخشی از توانمندیهای بالقوه را ارائه میدهد. اگر کیبورد MacBook یا Magic keyboard بتواند در لحظه، چیدمان و برچسبهای خود را با محیط نرمافزاریِ فعال هماهنگ کند، بهرهوری و تعامل کاربر با سیستم به شکل چشمگیری افزایش مییابد.


با این وجود، هدف بلندمدت اپل جایگزینی کامل کیبوردهای سخت با نمونههای نرم است. استدلالی که استیو جابز هنگام معرفی آیفون برای کلیدهای مجازی مطرح کرد، اکنون بیش از هر زمان دیگری در دنیای مک موضوعیت دارد. کیبوردهای فعلی ثابت هستند و برای هر اپلیکیشنی، صرفنظر از نیازهای خاص آن، به شکلی یکسان عمل میکنند. اما رابطهای کاربری مدرن به انعطافپذیری نیاز دارند تا در هر لحظه، بهینهترین ابزارها را در اختیار کاربر قرار دهند. سه مانع اصلی در راه پذیرش کیبوردهای نرم وجود دارد: اول، ناراحتی ناشی از تایپ روی شیشه صاف؛ دوم، نیاز کاربران به بازخورد فیزیکی ناشی از حرکت کلیدها؛ و سوم، نیاز به لمس کلیدها پیش از فشردن آنها برای افزایش دقت تایپ.
موانع سهگانه پذیرش کیبوردهای نرم
تلاشهای پژوهشی و پتنتهای ثبت شده توسط اپل نشان میدهد که راهکارهایی برای هر سه چالش وجود دارد. استفاده از نمایشگرهای منعطف به جای شیشههای سفت میتواند امکان تغییر شکل سطح نمایشگر را در لحظه فشردن ایجاد کند. در کنار این، موتورهای هپتیک (haptic motors) میتوانند حس فیزیکی کلیک را شبیهسازی کنند. برای حل مشکل لمس کلیدها، روشهایی مانند اعمال بارهای الکترواستاتیک برای تغییر بافت سطح نمایشگر مورد مطالعه قرار گرفته است. علاوه بر این، محققان دانشگاه Carnegie Mellon به پیشرفتهای شگرفی در زمینه پمپهای الکترواسموتیک تعبیهشده یا EEOPs دست یافتهاند. این پمپها که تنها ۱.۵ میلیمتر ضخامت دارند، قادرند با اعمال میدانهای الکتریکی، مایعات را جابهجا کرده و در مدت حدود یک ثانیه، دکمههایی با ارتفاع پنج میلیمتر ایجاد کنند که هنگام فشردن، حس صلابت و پایداری یک کلید مکانیکی واقعی را به کاربر منتقل میکنند.
به نقل از 9to5mac، اگرچه این فناوریها در مراحل اولیه تحقیق و توسعه قرار دارند، اما سابقه اپل در مورد trackpadهای مک نشان میدهد که شبیهسازی فیزیکی تا چه حد میتواند متقاعدکننده باشد. trackpadهای فعلی، علیرغم اینکه حس و صدای یک قطعه مکانیکی را منتقل میکنند، در واقع دستگاههای solid-state هستند که با استفاده از هپتیکهای پیشرفته، کلیک را شبیهسازی میکنند. کیبوردهای نرم نیز در نهایت به همین سطح از پیچیدگی و دقت خواهند رسید.
در چنین آیندهای، هنگامی که دستگاه در حالت تاشو یا clamshell قرار دارد، کیبورد بسته به نیاز کاربر تغییر شکل میدهد؛ مثلاً برای یک تدوینگر، ابزارهای ویرایش را نمایش میدهد و برای یک نویسنده، به یک کیبورد استاندارد تبدیل میشود. همچنین زمانی که کاربر به فضایی برای تماشای محتوای بصری یا طراحی با Apple Pencil نیاز دارد، دستگاه به طور کامل باز شده و نمایشگری دوبرابر بزرگتر ارائه میدهد. بنابراین، کنار گذاشتن مقطعیِ نسل اول این ایده در مسیر توسعه، به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن آن نیست. این فناوری در انتظار زمان مناسب برای ظهور است و با پیشرفتهای حوزههای مواد و رابط کاربری، ورود آن به محصولات مصرفی حتمی است.

















