تولید گوشی هوشمند در آمریکا به دلیل نبود زیرساخت، کمبود نیروی متخصص، هزینه بالای تولید و زنجیره تأمین ضعیف، همچنان چالش بزرگی است.
به گزارش سرویس موبایل تکناک، اگر به پشت برخی از محصولات اپل نگاه کنید، جمله مشهور «Designed by اپل in California, Assembled in China» را خواهید دید. این عبارت روی محصولات یکی از بزرگترین برندهای گوشی هوشمند آمریکایی درج شده است. این محصولات در ایالات متحده طراحی میشوند، اما فرایند تولید و مونتاژ آنها در کشورهایی مانند چین، هند، ویتنام و حتی برزیل انجام میشود.
اما چرا اپل، با وجود اینکه یکی از بزرگترین شرکتهای فناوری آمریکا محسوب میشود، نمیتواند آیفون را در خاک ایالات متحده تولید کند؟ ایده پرداختن به این موضوع پس از معرفی گوشی هوشمند T1 از سوی بنیاد ترامپ شکل گرفت؛ محصولی که ادعا میشد با ارزشهای آمریکایی طراحی و ساخته شده است.
اما این ادعا دوام چندانی نداشت، چرا که مشخص شد گوشی ترامپ در واقع نسخهای تغییرنامیافته از HTC U24 Pro است که تنها قاب طلایی و چند تغییر جزئی در قطعات داخلی آن اعمال شده است. این موضوع نشان میدهد که حتی محصولی که قرار بود نماد تولید آمریکایی باشد نیز در چین ساخته شده است.
ایالات متحده با تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۲ تریلیون دلار، بزرگترین اقتصاد جهان به حساب میآید و چین با حدود ۲۰ تریلیون دلار در جایگاه دوم قرار دارد. علاوه بر این، آمریکا در بسیاری از حوزههای فناوری پیشتاز جهان است و شرکتهای آمریکایی هر سال صدها میلیارد دلار در تحقیق و توسعه سرمایهگذاری میکنند. شرکتهایی مانند اپل، گوگل، مایکروسافت، Lockheed Martin و Boeing در بسیاری از صنایع از رقبای خارجی خود پیشی گرفتهاند.
همچنین آمریکا کمبودی در برندهای تولیدکننده گوشی هوشمند ندارد. اپل، گوگل و موتورولا از مهمترین بازیگران این بازار هستند و سهم قابل توجهی از بازار جهانی را در اختیار دارند. با وجود این، بخش عمده محصولات آنها خارج از ایالات متحده تولید میشود.
بنابراین این پرسش مطرح میشود که چرا بزرگترین اقتصاد جهان و محل استقرار پیشرفتهترین شرکتهای فناوری، قادر نیست یک گوشی هوشمند را به طور کامل در داخل مرزهای خود تولید کند؟

پس از ورود دونالد ترامپ به کاخ سفید به عنوان چهلوهفتمین رئیسجمهور ایالات متحده، دولت او سیاستهای سختگیرانهای در زمینه تعرفههای وارداتی اتخاذ کرد. یکی از این سیاستها، اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر گوشیهای هوشمندی بود که خارج از آمریکا تولید میشوند.
ترامپ اعلام کرد که با تیم کوک، مدیرعامل اپل، بر سر تولید آیفون در خارج از آمریکا اختلاف نظر دارد. او تصور میکرد که تهدید به اعمال تعرفه ۲۵ درصدی میتواند اپل را وادار کند خطوط تولید خود را به ایالات متحده منتقل نماید. ترامپ در شبکه Truth Social نوشت که انتظار دارد آیفونهای فروختهشده در بازار آمریکا در داخل این کشور تولید شوند و در هند یا هر کشور دیگری تولید نشوند.
اگرچه اپل اکنون بخشی از تراشههای آیفون را با همکاری TSMC در ایالات متحده تولید میکند، اما تاکنون هیچ تمایلی برای انتقال مونتاژ کامل آیفون به آمریکا نشان نداده است.
مینگچی کو، تحلیلگر شناختهشده زنجیره تأمین اپل نیز در شبکه X نوشت که از نظر سودآوری، پرداخت تعرفه ۲۵ درصدی برای اپل بسیار مقرونبهصرفهتر از انتقال خطوط مونتاژ آیفون به ایالات متحده است.
واقعیت این است که تولید یک گوشی هوشمند در آمریکا بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر میرسد و موانع اقتصادی و فنی متعددی بر سر این مسیر وجود دارد.

دلیل روشنی وجود دارد که بسیاری از شرکتهای فناوری، چین را برای تولید محصولات خود انتخاب میکنند. چین طی چند دهه گذشته به مهمترین قطب تولید جهان تبدیل شده و شبکه گستردهای از شرکتهای پیمانکاری را ایجاد کرده است که امکان برونسپاری تولید را برای برندهای بینالمللی فراهم میکنند. شرکت Foxconn یکی از شناختهشدهترین نمونهها است که علاوه بر چین، بخشی از محصولات اپل را در هند نیز تولید میکند.
ایجاد زیرساختهای لازم برای تولید گوشی هوشمند در آمریکا به سرمایهگذاری چند ده میلیارد دلاری نیاز دارد. ساخت کارخانههای جدید، نصب تجهیزات پیشرفته تولید، ایجاد زنجیره تأمین و آموزش نیروی انسانی متخصص، همگی به زمان و سرمایه بسیار زیادی احتیاج دارند.
در حال حاضر ایالات متحده زیرساختهای اصلی لازم را برای تولید انبوه گوشی هوشمند در اختیار ندارد. به همین دلیل، بسیاری از شرکتها ترجیح میدهند به جای صرف میلیاردها دلار برای ایجاد چنین زیرساختی، تولید محصولات خود را به پیمانکاران چینی واگذار کنند. علاوه بر این، توسعه چنین شبکهای در آمریکا ممکن است نزدیک به یک دهه زمان ببرد و در نهایت قیمت نهایی محصول را به شکل محسوسی افزایش دهد.
چند دهه فعالیت به عنوان مرکز اصلی تولید جهان باعث شده است که چین مجموعه عظیمی از نیروی کار متخصص را در اختیار داشته باشد. شرکتهایی که محصولات خود را در چین تولید میکنند، میتوانند به تجربه بالای کارکنان، مهارتهای فنی و نرخ پایین خطا در فرایند تولید اعتماد کنند.
حتی اگر دولت و شرکتها دهها میلیارد دلار برای ایجاد کارخانههای جدید در آمریکا سرمایهگذاری کنند، یافتن نیروی انسانی آموزشدیده همچنان یکی از بزرگترین چالشها خواهد بود.
تیم کوک در مصاحبهای با برنامه 60 Minutes در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که مهمترین دلیل تولید نشدن آیفون در آمریکا، کمبود مهارتهای فنی است. او توضیح داد که چین سرمایهگذاری گستردهای روی آموزشهای فنی و حرفهای انجام داده، اما آمریکا بهتدریج از این حوزه فاصله گرفته است. به گفته کوک، تعداد متخصصان ابزارسازی در آمریکا بهقدری اندک است که همه آنها را میتوان در یک اتاق جای داد، در حالی که در چین برای گردآوری افراد مشابه به چندین زمین فوتبال نیاز خواهد بود.
کوک در سال ۲۰۱۷ نیز در Fortune Global Forum بار دیگر بر اهمیت نیروی کار چینی تأکید کرد. او گفت که ترکیب مهارتهای سنتی، رباتیک پیشرفته و علوم رایانه در چین بسیار کمنظیر است و همین ویژگی برای تولید محصولات اپل اهمیت حیاتی دارد.

تولید تقریباً هر کالایی در ایالات متحده نسبت به بسیاری از کشورهای دیگر، هزینه بیشتری دارد و یکی از مهمترین دلایل آن، دستمزد بالای نیروی کار است. بر اساس دادههای اداره آمار کار آمریکا، متوسط درآمد هفتگی کارکنان تماموقت در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ برابر با ۱,۲۳۵ دلار بوده است. در مقابل، متوسط حقوق سالانه کارکنان بخش خصوصی چین در سال ۲۰۲۵ حدود ۷۱,۵۹۰ یوان، معادل نزدیک به ۹,۹۶۱ دلار آمریکا اعلام شده است.
در بسیاری از کشورهای جهان، درآمد هفتگی یک کارگر آمریکایی با چند ماه حقوق یک کارگر محلی برابری میکند. از سوی دیگر، افرادی که توانایی فعالیت در خطوط مونتاژ گوشیهای هوشمند را دارند، نیروهای متخصص محسوب میشوند و دستمزد آنها از میانگین بازار کار نیز بالاتر است. برآورد Bank of America نشان میدهد که اگر تنها مونتاژ نهایی آیفون در آمریکا انجام شود و قطعات همچنان از چین وارد شوند، هزینه تولید حدود ۲۵ درصد افزایش خواهد یافت و قیمت یک آیفون پایه از ۷۹۹ دلار به حدود هزار دلار خواهد رسید. در سناریوی دیگری که تمام قطعات نیز در داخل آمریکا تولید شوند، هزینه تولید ممکن است بیش از ۹۰ درصد افزایش یابد.
در اقتصاد سرمایهداری مبتنی بر بازار آزاد، یکی از مهمترین وظایف مدیرعامل هر شرکت، افزایش سودآوری است. تیم کوک نیز باید سود اپل را به حداکثر برساند تا این شرکت بتواند سرمایه لازم را برای توسعه محصولات جدید، سرمایهگذاری در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و جلب رضایت سهامداران تأمین کند. به همین دلیل، تصمیم اپل برای حفظ خطوط تولید در کشورهایی که هزینه نیروی کار پایینتر و زیرساختهای تولیدی کاملتری دارند، از منظر اقتصادی کاملاً منطقی به نظر میرسد. در نتیجه، تا زمانی که ایالات متحده نتواند زیرساختهای صنعتی، زنجیره تأمین، نیروی کار متخصص و هزینههای تولید خود را به سطحی رقابتی برساند، تولید انبوه یک آیفون کاملاً آمریکایی همچنان هدفی بسیار دشوار و شاید حتی دستنیافتنی باقی خواهد ماند.

















