فهرست مطالب
شکایت دستهجمعی علیه شرکت آنتروپیک به اتهام کمفروشی و تبلیغات گمراهکننده، نشان میدهد که اشتراکهای ۲۰۰ دلاری Claude Max، محدودیتهای بسیار شدیدتری را در عمل به کاربران تحمیل میکنند.
به گزارش سرویس هوش مصنوعی تکناک، کارل کان برای بهرهمندی از خدمات بدون وقفه ابزار Claude Code در جلسات طولانی برنامهنویسی، ماهانه ۲۰۰ دلار برای خرید اشتراک Max 20x شرکت آنتروپیک هزینه میکرد. وعده تجاری این شرکت (ارائه سقف مصرفی به مراتب بالاتری نسبت به طرح ۲۰ دلاری Pro) کاملا روشن بود، اما بر اساس دادخواست شکایت گروهی که او علیه آنتروپیک به جریان انداخته است، محاسبات واقعی فرسنگها با تبلیغات ارائه شده فاصله دارد.
جزئیات شکایت از آنتروپیک
پرونده حقوقی «کان علیه آنتروپیک» به شماره 3:26-cv-05763، در تاریخ ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶ در دادگاه فدرال حوزه شمالی کالیفرنیا به ثبت رسیده است. اسناد دادگاه نشان میدهند که این پرونده کماکان مفتوح است؛ کان در ۲۰ ژوئیه شکایت اصلاحشده خود را تسلیم کرده و قاضی الکس جی. تس نیز در ۱۲ اوت دستور بررسی پروندههای مرتبط را صادر کرده است. البته هنوز هیچ مرجع قضایی حکمی مبنی بر گمراهکننده بودن رفتارهای آنتروپیک صادر نکرده است و این پرونده فعلا در مرحله ادعا قرار دارد.
بیشتر بخوانید: گوگل با تغییر AI Overview کاربران را به استفاده از هوش مصنوعی خود ترغیب میکند
با وجود این، ادعای مطرحشده به اندازهای جدی است که کاربران حرفهای کلود را به بازبینی دقیقتر صفحه قیمتگذاری وامیدارد. در مرکز پشتیبانی آنتروپیک، طرح Max 5x با قیمت ماهانه ۱۰۰ دلار و Max 20x با قیمت ۲۰۰ دلار قیمتگذاری شده و برنامه گرانتر، با عنوان «۲۰ برابر استفاده بیشتر در هر جلسه نسبت به طرح Pro» توصیف شده است. پرواضح است که یک خریدار با اتکا به این ادبیات، انتظار بازدهی متناسب با ضریب درجشده را داشته باشد.
محاسبات الگوریتمی؛ هسته مرکزی نزاع حقوقی
در متن دادخواست تاکید شده که ضرایب واقعی پردازش، به مراتب پایینتر از ارقام تبلیغاتی است. رسانه Engadget به نقل از شاکی گزارش داده است که طرح Max 5x تنها حدود ۳.۵ برابر و طرح Max 20x حدود ۶ تا ۸ برابر ظرفیت طرح Pro را پوشش میدهند؛ تفاوت فاحشی که مرز بین خرید ۲۰ واحد پردازشی و دریافت پردازشی در محدوده ۷ واحد را ترسیم میکند. شاکی برای اثبات ادعای خود به دستورالعملهای پردازشی منتشرشده توسط آنتروپیک در ژوئیه ۲۰۲۵ اشاره کرده است. در آن مقطع، سقف مصرف هفتگی طرح Pro برای مدل Sonnet 4 بین ۴۰ تا ۸۰ ساعت اعلام شده بود. در مقابل، طرح Max 5x سهمیهای معادل ۱۴۰ تا ۲۸۰ ساعت Sonnet 4 و ۱۵ تا ۳۵ ساعت Opus 4 را پوشش میداد؛ در حالی که برای طرح Max 20x، سقف ۲۴۰ تا ۴۸۰ ساعتی Sonnet 4 به همراه ۲۴ تا ۴۰ ساعت Opus 4 تعیین شده بود.

خبر پیشنهادی: پنتاگون صاحب نسخه اختصاصی چتجیپیتی و گروک می شود
با یک مقایسه ساده در سقف مصرف Sonnet، دلیل شکایت از آنتروپیک روشن میشود. حد بالای مصرف در طرح Pro برابر ۸۰ ساعت و در طرح Max 20x برابر ۴۸۰ ساعت است؛ یعنی دقیقا ۶ برابر افزایش دارد و ۲۰ برابر نیست! ورود شاخص Opus به این معادله نیز به دلیل ساختار متفاوت مصرف آن در طرح Pro، ابهامات را دوچندان میکند. با وجود این، شاکی دقیقا بر همین ابهام، یعنی فروش طرح بر پایه یک ضریب ریاضی شفاف دست گذاشته، در حالی که ساختار واقعی محدودیتها مبهم طراحی شده است. تجربه عملی شاکی، تصویر روشنتری ارائه میدهد. طبق اسناد پرونده، کان مدعی است که تنها یک جلسه کاری ۵ ساعته با Claude Code، حدود ۱۵ درصد از کل سهمیه هفتگی او را مصرف کرده است. طبیعی است که استهلاک ۱۵ درصدی ظرفیت هفتگی در یک نشست کاری، خشم مشترکی را که ماهانه ۲۰۰ دلار میپردازد برانگیزد، چرا که هدف از خرید گرانترین طرح، رهایی از محاسبات ذهنی برای مدیریت پرامپتها بوده است.
سازوکار جاری آنتروپیک نشان میدهد که بازنشانی سهمیهها از دو کانال پیروی میکند، که سقف ۵ ساعته و سقف مجموع مصرف هفتگی است. واقعیت این است که اعمال محدودیت ۵ ساعته و سقف هفتگی، مکانیزمهای مرسومی برای مدیریت پهنای باند محسوب میشوند، اما تلاقی این دو، راستیآزمایی شفافیت ادعاها را ناممکن میسازد. کاربر ممکن است پس از پایان محدودیت کوتاهمدت، بلافاصله با دیوار سقف هفتگی مواجه شود. تا زمانی که مبنای عملیاتی این ضرایب شفاف نشود، این اعداد بیشتر شبیه تاکتیکهای مارکتینگ هستند.
برای مطالعه بیشتر: چتجیپیتی زیر ذرهبین اتحادیه اروپا رفت
بحران همهگیر در الگوی قیمتگذاری
این چالش منحصر به آنتروپیک نیست. شرکتهای بزرگ دیگری نظیر OpenAI، گوگل، Cursor و Replit نیز همگی در ترسیم مرز میان قیمتگذاری ثابت ماهانه و هزینههای سرسامآور پردازش ابری با چالشهای مشابهی دست به گریبان هستند. سال گذشته، شرکت Anysphere مدل قیمتگذاری Cursor Pro را دستخوش تغییر کرد و برای عدم شفافیت در اطلاعرسانی عذرخواهی نمود. Replit نیز رویکرد مشابهی را پیش گرفت تا مشخص شود صنعت فناوری با یک واقعیت اجتنابناپذیر روبهرو است؛ توسعهدهندگان از تمام ظرفیت پردازشی که در اختیار آنها قرار گیرد، استفاده خواهند کرد. از همین رو، شکایت از آنتروپیک صرفنظر از خروجی نهایی آن در دادگاه، از اهمیت استراتژیک برخوردار است. چنانچه دادگاه فدرال ادعای وی را وارد بداند، تمامی کمپانیهای فعال در حوزه هوش مصنوعی که ابزارهای خود را با ضرایب مصرف به فروش میرسانند، ملزم به بازبینی دقیق در ساختار تبلیغاتی خود خواهند بود.
















