کارشناسان معتقد هستند استراتژیهای متناقض ایکسباکس در مسیر ناشر بودن و پلتفرم بودن باعث بحران هویتی شده و مایکروسافت را نیازمند تعیین اولویت اصلی کرده است.
به گزارش سرویس شرکتهای تکناک، در میان تمام مشکلاتی که بخش ایکسباکس مایکروسافت را احاطه کرده است، از واگذاری استودیوها و تعدیل نیرو گرفته تا کاهش کسبوکار و حتی از دست دادن چند میلیون مشترک گیمپس، یک پرسش همیشگی باقی میماند: ایکسباکس واقعاً چیست؟ یک پلتفرم یا بزرگترین ناشر تردپارتی؟
شرکت مایکروسافت قطعاً تمام تلاش خود را به کار بست تا با استراتژی دائماً در حال تغییر درباره محتوای فرستپارتی، همچنین کمپین گیجکننده «این یک ایکسباکس است»، مصرفکنندگان را سردرگم کند. آشا شارما، مدیرعامل ایکسباکس، پس از تحویل گرفتن مسئولیت از فیل اسپنسر، به سرعت این مسیر را کنار گذاشت تا به ارزشهای اصلی برند بازگردد. اما حتی وی نیز اعتراف کرد که تنش بنیادی میان ناشر بودن و پلتفرم بودن وجود دارد که حل آن به هیچ وجه آسان نیست.
در حالی که صنعت بازی به عواقب تعدیل نیرو و واگذاریهای ایکسباکس میاندیشد، دو مدیر سابق این صنعت، یکی از سونی و دیگری از ایکسباکس، در این مورد صحبت کردهاند و توافق دارند که مایکروسافت باید بهسادگی یکی از این دو مسیر را انتخاب کند.
شان لیدن، که بیش از سی سال در سونی در نقشهایی مانند رئیس و مدیرعامل پلیاستیشن آمریکا و سپس رئیس استودیوهای جهانی سونی فعالیت کرده است، به یوروگیمر گفت که به نوعی، پلتفرم موفق بودن لزوماً به معنای خفه کردن دیگر ناشران نیست.
دو راه پیش روی ایکسباکس است: رقابت به عنوان یک پلتفرم در بازار با پلیاستیشن، یا تبدیل شدن به بزرگترین ناشر بازی در جهان که بر اساس تمام خریدهای انجامشده، یا در آن نقطه قرار دارند یا بسیار به آن نزدیک شدهاند. اما این دو مسیر به هم نمیرسند. این دو راه لزوماً از هم جدا میشوند، چرا که برای پلتفرم بودن و داشتن پلتفرمی که بهخوبی پشتیبانی شود، پذیرفته شود و به فروش برسد، به محتوای انحصاری نیاز است. نینتندو به ماریو و زلدای خود نیاز دارد و پلیاستیشن به کرش بندیکوت، آسترو بات، کریتوس و هورایزن نیاز دارد.

اما اگر قرار بر این باشد که بزرگترین ناشر جهان شوند -که جاهطلبی بدی نیست- باید محصولات روی تمام پلتفرمها عرضه شود. چندپلتفرمی بودن تقریباً یک پیشنیاز است. به عنوان یک پلتفرم فرستپارتی، وظیفه این نبود که بزرگترین ناشر بازی جهان شوند. در واقع، این بر خلاف منافع بود که شرکا از سهم بازار کنار زده شوند. هدف دزدیدن نبود؛ ساخت بازیها برای دزدیدن سهم بازار از ایای یا اکتیویژن انجام نمیشد. وظیفه، ساخت بازیهایی بود که کیک را بزرگتر کنند و فرصت در گسترش آن بود.
همین اصل در یادداشتی توسط جان کیمیچ، مدیر اجرایی و مشاور باسابقه صنعت بازی که به شکلگیری پورتفولیوی اصلی دوران ایکسباکس مایکروسافت کمک کرد، در گیمز بیت مطرح شد. او در زمان ایدهپردازی و عرضه اولین ایکسباکس، برنامهریز ارشد محصول در استودیوهای بازی مایکروسافت بود و اعتبار کمک به تأمین فرانچایزهایی از جمله هیلو بانجی و بتلتک فازا برای مایکروسافت به او داده میشود. او در سال ۲۰۰۴ مایکروسافت را ترک کرد تا تهیهکننده و مدیر توسعه کسبوکار در استودیو دی وان شود که روی عناوینی از جمله مکاسالت ۲، نسخههای کنسولی اف.ای.آر و فرکچر کار میکرد. او از سال ۲۰۰۹ سافتور ایلومیناتی را اداره کرده است و به توسعهدهندگان بازی، ناشران و شرکتهای فناوری مشاوره میدهد.
به گفته کیمیچ، مایکروسافت نمیتواند امیدوار باشد که همزمان نتفلیکس بازیها با گیمپس، یک پلتفرم کنسولی شبیه پلیاستیشن، رقیب استیم با برنامه ایکسباکس و یک ناشر تردپارتی در مقیاس بزرگ باشد، چرا که برخی از این اهداف ناگزیر با هم در تضاد هستند.
ایکسباکس باید تصمیم بگیرد که چیست. یک پلتفرم؟ یک ناشر؟ یک سرویس اشتراکی؟ یک کسبوکار سختافزاری؟ یک اکوسیستم سرگرمی؟ میتواند بیش از یک چیز باشد، اما نمیتواند همزمان همه چیز باشد و طوری رفتار کند که گویی تمام این مأموریتها همیشه به یک اندازه درست هستند. نمیتوان همزمان نتفلیکس بازیها، پلتفرم کنسولی سبک سونی، رقیب استیم، تازهوارد فضای ابری موبایل و ناشر آیپی در مقیاس دیزنی بود بدون اینکه تصمیم گرفته شود کدامیک از این شغلها در واقع هزینههای دیگران را پرداخت میکند.
بر اساس گزارش Wccftech، نه لیدن و نه کیمیچ استدلال نمیکنند که ایکسباکس باید نشر، اشتراکها، پیسی، فضای ابری یا سختافزار را کاملاً رها کند. نکته این است که شرکت باید سلسلهمراتب مناسبی ایجاد کند: یک کسبوکار مشخص در مرکز و بقیه در خدمت آن باشند، نه اینکه آن را از هم بپاشند.
برای مدت طولانی، ایکسباکس تلاش کرده است هر چرخش را به عنوان یک امر افزایشی به تصویر بکشد. انحصاریها اهمیت دارند، تا زمانی که اهمیت نداشته باشند. کنسولها مهم هستند، اما هر دستگاهی یک ایکسباکس است. گیمپس آینده است، مگر اینکه فروش بازیهای پریمیوم و نشر چندپلتفرمی نیز آینده باشند. خلاصه کلام، مایکروسافت هرگز به طور قانعکنندهای توضیح نداده است که چگونه این اولویتها بدون تضعیف یکدیگر همزیستی میکنند.
آشا شارما بخشی را به ارث برده است که به شدت به این پاسخ نیاز دارد. کاهش استودیوها و اخراج هزاران کارمند ممکن است در کوتاهمدت صفحه اکسل را بهبود بخشد، اما هیچکدام به بازیکنان، توسعهدهندگان یا شرکا نمیگوید که چرا ایکسباکس وجود دارد. تا زمانی که مایکروسافت تصمیم نگیرد که آیا ایکسباکس در درجه اول پلتفرمی است که حول سختافزار و محتوای انحصاری ساخته شده، یا ناشری است که بازیهای آن باید همه جا باشند، برند در بحران هویتی گیر خواهد کرد که هم در منابع مالی و هم در استعدادهای انسانی پرهزینه است.

















