شرکت انویدیا با معرفی RTX Spark که در پاییز امسال وارد لپتاپها میشود، به دنبال رقابت با اپل و کوالکام در بازار لپتاپهای گیمینگ است.
به گزارش سرویس سخت افزار تکناک، اکوسیستم مبتنی بر ARM با ورود این بازیگر جدید، یک رقیب جدید پیدا کرده است، که میتواند کمی نگرانی برای کوالکام و اپل ایجاد کند. این نگرانی بهویژه در یک حوزه جدیتر است، چرا که این دو شرکت سالها فرصت داشتهاند تا یکی از ضعفهای موجود در تراشههای لپتاپی خود را برطرف کنند، اما در انجام این کار موفق نبودهاند. حالا زمان برای هر دو شرکت رو به پایان است.
گیمینگ همچنان یکی از نقاط ضعف Apple Silicon و اسنپدراگون است و تجربهای نسبتا قابل قبول فقط زمانی ممکن میشود که کاربر هزینه بسیار بالایی برای مدلهای ردهبالا مانند M5 Max پرداخت کند.
پیش از ورود RTX Spark انویدیا به بازار لپتاپ، ظرفیت بالای حافظه یکی از نقاط ضعف مهم GPUهای دسکتاپ و لپتاپ هنگام اجرای محلی مدلهای هوش مصنوعی بود. حالا با پشتیبانی از حداکثر ۱۲۸ گیگابایت رم LPDDR5X، یعنی ظرفیتی همسطح با بالاترین پیکربندی M5 Max، این تراشه انویدیا نهتنها میتواند این وظیفه را بدون مشکل انجام دهد، بلکه احتمالا در گیمینگ نیز دست بالا را خواهد داشت.
انویدیا تنها با یک عرضه میتواند بخشی از پایگاه مشتریان اپل و کوالکام را به سمت خود بکشاند. این شرکت اعلام کرده است که GPU مبتنی بر معماری Blackwell در RTX Spark میتواند در بازیهای AAA امروزی با رزولوشن 1440p به نرخ ۱۰۰ فریم بر ثانیه برسد. هرچند برای دیدن اعداد واقعی باید منتظر بررسیهای مستقل ماند، اما چند دموی مربوط به PRAGMATA و Alan Wake 2 باعث شده است که این ادعا تا حدی باورپذیر به نظر برسد.

در این مرحله احتمالا گفته میشود که چنین سطحی از عملکرد بدون DLSS و Frame Generation ممکن نیست. منصفانه باشد، احتمالا همینطور است؛ اما چه موافق باشیم چه نه، پردازش هوش مصنوعی در بازیها مسیر آینده است. فارغ از اینکه چقدر درباره «فریمهای جعلی» انتقاد یا گفته شود، توسعهدهندگان دیگر برای بهینهسازی بازیها زحمت کافی نمیکشند، اگر با آپاسکیلینگ و درونیابی فریم بتوان به نرخ فریم قابل بازی رسید، این رویکرد قابل دفاع است.
همچنین انویدیا دو ابزار بسیار قدرتمند برای ارتقای تجربه گیمینگ RTX Spark در اختیار دارد، که شامل DLSS و Frame Generation میشوند. از آنجا که معماری Blackwell اکنون میتواند تا ۶ برابر Multi-Frame Generation را پشتیبانی کند، فاصله زیادی با تلاشهای اپل و کوالکام دارد. Cyberpunk 2077 تنها یک نمونه از این تفاوت عملکرد است؛ جایی که لپتاپ مجهز به RTX 4090 سهساله این رسانه توانسته است از M5 Max ردهبالا و Snapdragon X2 Elite Extreme بهتر عمل کند.
در Cyberpunk 2077، لپتاپ مجهز به RTX 4090 بازی را با رزولوشن ۲۵۶۰ در ۱۶۰۰ اجرا کرده است، در حالی که M5 Max و Snapdragon X2 Elite Extreme هر دو با رزولوشن ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰ آزمایش شدهاند. تنظیمات RTX 4090 روی حالت سفارشی با بالاترین سطح قرار داشته، M5 Max نیز از تنظیمات سفارشی با بالاترین سطح استفاده کرده و Snapdragon X2 Elite Extreme روی تنظیمات Medium اجرا شده است. کیفیت بافتها در RTX 4090 و M5 Max روی High بوده، اما در اسنپدراگون روی Medium قرار داشته است. RTX 4090 از DLSS Balanced استفاده کرده، M5 Max از MetalFX Quality بهره برده و Snapdragon X2 Elite Extreme بدون آپاسکیلینگ اجرا شده است. Frame Generation روی RTX 4090 فعال بوده، در M5 Max نیز از طریق FSR 3.1 فعال شده، اما در اسنپدراگون غیرفعال بوده است. Path Tracing در RTX 4090 و M5 Max فعال بوده، اما در Snapdragon X2 Elite Extreme وجود نداشته است. میانگین نرخ فریم RTX 4090 به ۸۸.۵۲ فریم بر ثانیه رسیده، M5 Max میانگین ۷۹.۲۶ فریم بر ثانیه ثبت کرده و Snapdragon X2 Elite Extreme بین ۳۰ تا ۴۰ فریم بر ثانیه عملکرد داشته است.

باید در نظر داشت که مکبوک پرو ۱۴ اینچی مجهز به M5 Max با CPU هجدههستهای و GPU چهلهستهای با قیمت شگفتانگیز ۴۰۹۹ دلار فروخته میشود و اینکه چنین دستگاهی از یک تراشه گرافیکی نسل قبل شکست بخورد، واقعا خجالتآور است. در مقایسه، Snapdragon X2 Elite Extreme از نظر ارزش خرید بهتر به نظر میرسد، چرا که لپتاپهایی مانند ASUS Zenbook A16 مجهز به این تراشه در آمازون با قیمت ۱۹۹۹ دلار عرضه میشوند؛ یعنی کمتر از نصف قیمت مکبوک پرو M5 Max هستند.
نمونه اجرای Cyberpunk 2077 روی لپتاپ RTX 4090 این رسانه نشان میدهد که این تراشه گرافیکی همچنان عملکرد بسیار قدرتمندی دارد. نتایج اجرای Cyberpunk 2077 روی M5 Max نیز توسط Nerd-Bench منتشر شده و نتایج مربوط به Snapdragon X2 Elite Extreme از سوی GhobsoGaming ارائه شده است.
با وجود این، زمانی که عملکرد گیمینگ وارد معادله میشود، جدیدترین و بهترین تراشه کوالکام نیز نتیجهای کاملا یکدست ارائه نمیدهد. همین موضوع این پرسش را مطرح میکند که آیا لپتاپهای RTX Spark میتوانند بازار مبتنی بر ARM را به سرعت تحت تأثیر قرار دهند یا خیر.
عملکرد پردازشی RTX Spark ضعیفترین بخش آن است، اما در بلندمدت اهمیت چندانی نخواهد داشت. با وجود استفاده از هستههای تغییریافته Cortex-X925، واقعیت این است که انویدیا از طراحیهای ARM متعلق به دو سال قبل استفاده میکند؛ موضوعی که وقتی قرار است با تراشههایی مانند M5 Max و Snapdragon X2 Elite Extreme رقابت کند، چندان ایدئال نیست. با وجود این، حتی اگر عملکرد پردازشی آن پایینتر از M3 Max باشد، احتمالا کاربر در استفاده روزمره متوجه این تفاوت نخواهد شد.
برای اجرای کارهای سنگینتر مانند رندر سهبعدی، خروجی گرفتن از ویدیو، اجرای مدلهای زبانی بزرگ به صورت محلی، ویرایش تصویر و موارد مشابه، بخش عمده بار پردازشی بر دوش GPU بلکول خواهد بود؛ بهخصوص چون RTX Spark از کل مجموعه فناوریهای انویدیا پشتیبانی میکند. حتی اگر بخشی از بار کاری توسط CPU انجام شود، پیکربندی ۲۰ هستهای آن برای مدیریت وظایف مختلف کافی است. به بیان سادهتر، در نوع کارهایی که کاربر با لپتاپهای RTX Spark انجام خواهد داد، احتمالا این تفاوت عملکرد پردازشی چندان محسوس نخواهد بود.
برای ارائه یک مثال، این رسانه در حال کار با یک پردازنده Core i9-14900HX آندرولتشده در یک لپتاپ گیمینگ است و تاکنون حتی یکبار هم نتوانسته است آن را واقعا به نقطه فشار بیش از حد برساند. تنها زمانی که تأخیر بسیار جزئی در حد چند میلیثانیه دیده میشود، هنگام چندوظیفگی در ویندوز ۱۱ است؛ آن هم بیشتر به بخشهایی از بهینهسازی مربوط میشود که مایکروسافت باید آنها را برطرف کند.

آیا لپتاپهای RTX Spark میتوانند بر اپل و کوالکام برتری پیدا کنند؟ گزینه اول این است که بله، اپل و کوالکام پاسخی برای RTX Spark ندارند؛ گزینه دوم این است که نه، انویدیا از رقبای جدید خود عقب خواهد ماند.
لپتاپهای RTX Spark احتمالا گران خواهند بود، اما معماری حافظه یکپارچه آنها مشکلی را حل میکند که پیش از این تقریبا فقط Apple Silicon توانایی مدیریت آن را داشت.
هرچند RTX Spark در اصل گیمرها را هدف نگرفته است، اما GPU مبتنی بر Blackwell باعث میشود این محصول برای کاربرانی جذاب باشد که میخواهند بازیهای AAA را روان اجرا کنند. به لطف معماری حافظه یکپارچه، RTX Spark هنگام افزایش تنظیمات بصری قربانی کمبود VRAM نمیشود و شاید تنها عامل محدودکننده آن، توان پردازشی GPU برای اجرای بارهای کاری رستری و ریتریسینگ باشد.
همانطور که پیشتر اشاره شد، مجموعه فناوریهای آپاسکیلینگ و Frame Generation انویدیا آن را در موقعیتی بسیار بهتر از M5 Max یا Snapdragon X2 Elite Extreme قرار میدهد. در بیشتر بازیها نیز نبود DLSS یا Frame Generation بهخوبی احساس میشود. هر چند بر اساس گزارش Wccftech، گیمینگ فقط یکی از جنبههای RTX Spark است که به نظر میرسد نسبت به رقبای مستقیم آن برتری دارد، اما همین حوزه، بازار بسیار بزرگی است که اپل و کوالکام آن را از دست میدهند. نگرانی اینجا است که اگر این فرصتها در هر نسل نادیده گرفته شوند، بخش بزرگی از مشتریان میتواند به سمت انویدیا برود.
اما چرا اپل و کوالکام فقط یک سال فرصت دارند تا اوضاع را درست کنند؟ چون RTX Spark یک عرضه «یکباره» نخواهد بود. همانطور که انویدیا هنگام معرفی رسمی این چیپست اعلام کرد، این شرکت در حال آمادهسازی جانشینان آن است و این مسیر با معماریهای Vera Rubin Spark آغاز میشود. خیلی زود، شکاف عملکرد پردازشی مربوط به خوشههای Cortex-X925 که بسیاری از آن انتقاد میکنند، به یک خاطره تبدیل خواهد شد.
















