وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در جدیدترین اظهارنظر خود در خصوص برقرار اینترنت بین الملل با تاکید بر اینکه تلاش داریم تا اسرع وقت ارتباطات به روال قبل بازگردد، خاطرنشان کرده که اگر مانعی نباشد فردا بهتر از پس فردا است.
به گزارش سرویس اخبار داخلی تکناک، این مسئول بیان کرده که یکی از مطالبات برحق مردم و کسبوکارها از حاکمیت موضوع دسترسی با کیفیت به اینترنت است و با توجه به شرایط حاکم بر کشور و جنگ تحمیلی بنا به صلاحدید مراجع ذیربط، دسترسیها محدود شد.
هاشمی ادامه داده که با وجود اینکه پایداری ارتباطات داخل کشور و خدمات را در بخش خصوصی و دولت شاهد هستیم، ولی آسیبهایی به دلیل عدم دسترسی به اینترنت اتفاق افتاده است وتاکید کرده که وزارت ارتباطات شبانهروز در حال تلاش برای ارائه دسترسی اینترنت باکیفیت به آحاد مردم است.
این اظهار نظر وزیر محترم ارتباطات از چند منظر قابل بررسی و واکاوی است. وقتی وزیر ارتباطات میگوید «یکی از مطالبات برحق مردم و کسبوکارها از حاکمیت، دسترسی باکیفیت به اینترنت است» در واقع به حقیقتی اشاره میکند که دیگر محل مناقشه نیست. اینترنت، سالهاست از یک ابزار لوکس یا صرفاً ارتباطی عبور کرده و به زیرساخت حیاتی زندگی روزمره، آموزش، تجارت، بانکداری، رسانه و حتی اعتماد عمومی تبدیل شده است. اما مسئله اینجاست که میان پذیرش این «حق» و تحقق عملی آن، شکافی عمیق وجود دارد.
اظهارات سیدستار هاشمی از یک سو حاوی پذیرش خسارتهای ناشی از محدودسازی اینترنت است؛ او صراحتاً میگوید «آسیبهایی به دلیل عدم دسترسی به اینترنت اتفاق افتاده است». همین جمله بهتنهایی کافی است تا مشخص شود قطع یا اختلال در اینترنت بینالملل، صرفاً یک تصمیم معمولی با تبعات محدود نیست، بلکه اقدامی است که مستقیماً بر معیشت، روان جامعه و بقای بسیاری از کسبوکارها اثر میگذارد. با این حال، آنچه در این سخنان غایب است، پاسخ روشن به مهمترین پرسش افکار عمومی است: «اسرع وقت» دقیقاً چه زمانی است؟
مشکل اصلی در چنین موضعگیریهایی، ابهام مزمن در زبان رسمی است. مردم و فعالان اقتصادی، بهویژه در شرایط بحران، بیش از هر چیز به شفافیت نیاز دارند، نه به گزارههای کلی. اگر اینترنت به دلایل مشخصی محدود شده، جامعه حق دارد بداند شاخص رفع این محدودیت چیست و بازگشت اینترنت بینالملل به چه پیششرطهایی وابسته است.
تأکید وزیر بر پایداری ارتباطات داخلی نیز اگرچه از منظر مدیریتی قابل دفاع است، اما جایگزین اینترنت آزاد و پایدار بینالمللی نمیشود. شبکه داخلی، هرقدر هم پایدار باشد، برای کسبوکاری که وابسته به اینترنت بین الملل است کافی نیست. حفظ ارتباطات داخلی در زمان قطع ارتباط جهانی، بیشتر شبیه مدیریت حداقلی بحران است تا حل مسئله.
اگر وزارت ارتباطات واقعاً اینترنت باکیفیت را «مطالبه برحق» مردم میداند، باید از ادبیات مبهم فاصله بگیرد و جدول زمانی، معیارهای تصمیمگیری و گزارش شفاف از روند بازگشت اینترنت بینالملل ارائه کند. در غیر این صورت، «در اسرع وقت» فقط یک عبارت آرامکننده است؛ عبارتی که نه زمان دارد، نه تعهد، نه اطمینان.

















